گزارش تصويري و مختصر از رونمايي "ريشههاي فرهنگي ارتباط در ايران"
اين چنين است كه هنجاري گرانقدر (!) به نام "سكوت" در ارتباطات ايراني نهادينه ميشود (محسنيانراد، 1387، ص54).[1]
سكوت [۲]، دغدغهي اصلي دكتر محسنيانراد در كتاب "ريشههاي فرهنگي ارتباط در ايران" است. استاد محسنيان راد در سخنراني خود، كه به مناسبت رونمايي اين كتاب انجام ميشد، جایگاه سکوت را در تاريخ 11 قرن ضربالمثل و اشعار ايراني مهم دانست و با برش
مردن چهارده نوع سكوت در ارتباطات فرهنگي ما ايرانيان، گفت: حكما در طول تاريخ به جاي اينكه طرز صحبت كردن را به ايرانيان بياموزند، 14 نوع سكوت را آموزش دادهاند! اين جمله كه در طول نشست چندين بار از سوي استاد محسنيان راد تكرار شد، بر این نکته تاکید داشت که سكوت كردن، عمدتا ناشي از ضعف در ارتباطات است و نه قدرت! (لطفاْ نگاه کنید به نامه ی دکتر نعمتی در وبلاگ حسین امامی و یادداشت الهام شامرادی) !
دكتر فرقاني هم با بيان اين مطلب كه "اگر شعر را يك رسانه بدانيم، كم و بيش اوضاع زمانه و فشارهاي حكومتي و اختناق را بازتاب ميداده است كه نه تنها به عنوان يك رسانه، كه به عنوان يك سند، قابل اتكاست" يادآور شد: این کتاب آسیبشناسی علم ارتباطات است و خلاصهنویسی آن از جمله ویژگیهای این اثر به شمار میروند. این آینه، نشان ميدهد ما در طول دوره هاي مختلف تاريخي در حوزه ارتباطات بهطور مداوم در حال پيشرفت و پسرفت بودهایم که ناشی از فشار حکومتها بوده است.
وي در ادامه شرايط روزنامهنگاري ايران را مبتني بر جرياني سينوسي (رفت و برگشتي) دانست و تأييد كرد كه ضربالمثلها و اشعار ايراني مندرج در كتاب حاضر، نشان ميدهد كه دعوت به سكوت در ادبيات ايران، كماكان در سياست امروز هم جاري است!

پس از ايشان، پروفسور معتمدنژاد در سخنانشان اين كتاب را داراي عمق و گسترهاي دانستند كه حتي ميتوانست در چند مجلد به رشتهي تحرير در آيد. استاد معتمدنژاد، ضمن تقدير از دانشجوي قديمي و استاد امروز اين رشته، پيشنهاد كردند كه بهتر است در ويرايشهاي بعدي، عنوان كتاب به "ريشههاي فرهنگي ارتباطات (به جای ارتباط) در ايران" تغيير يابد.
ایشان در ادامه با اشاره به اعلاميه
يونسكو در مارس 2008، و ضرورت جريان آزاد اطلاعات گفت: بايد به صدور امتياز و کسب اجازه براي انتشار روزنامه در ايران پايان داد. وي همچنين در انتقاد از روند تأمين بودجههاي پژوهشي، به مسوولان متذكر شد:
نبايد انتظار داشت فقط دانشجويان در روال انجام پاياننامهي كارشناسي ارشد و رسالهي دكتري، دست به تحقيق بزنند، بلكه بايد بودجههاي پژوهشي را به طرحهاي مورد نياز ديگر نيز تخصيص داد[۳].
[1] محسنیان راد، مهدی (۱۳۸۷). ریشه های فرهنگی ارتباط در ایران. تهران: چاپار + پژوهشگاه اطلاعات و مدارک علمی ایران.
[۲] شامرادي چند روز پيش دروبلاگ اش نوشت: آقاي دكتر محسنيان راد، دكتر آذري و دكتر نعمتي از جمله فارغ التحصيلان دكتراي دانشگاه آزاد حاضر در نشست بودند كه من مي شناختم و البته بسيار مبادي آداب با اين سخنان برخورد كردند! سكوت كردند! (شامرادي، وبلاگ هزاره ارتباطات)
[۳] توضيح: بعد از يادداشت پربيننده «جنجال 20:30 و دردسرهاي انتخاباتي ضرغامي» تصميم گرفتم تا انتقادهاي موجود در اين نشست را برجستهسازي نكنم، اما اينبار با كمال تعجب ديدم ایسنا، از قول دكتر معتمدنژاد تيتر زده است كه: ریشه یابی کنیم چرا مطبوعات غرب با دوره استبدادی خداحافظی کردند، اما ما نه!!!
*** تمام عكس هاي منتشر شده، متعلق به همين وبلاگ است.
