آقاي ناظمي! "مجريان سيما هم، بازيگران خوبي نيستند"!
دوست عزيزم مازيار ناظمي، در وبلاگش يادداشتي نوشته است با عنوان "بازيگران سينما مجريان خوبي نيستند". نوشتهاش من را ياد مجرياني انداخت كه به بازيگري در سينما روي آوردهاند و عملكرد خلاف عادتشان، موفقآميز هم نبوده است. همانطور كه مازيار عزيز، خود به درستي اشاره كرده است، علت آن هم تفاوت شخصيت كاري اين دو حرفه است؛ چه وجود دوربين، دكور، نور، صدا، و حتي حضور كارگردان و ساير عوامل توليد، توهم عدم تفاوت اجرا با بازيگري و بالعكس را براي برخي از مجريان و گويندگان با حرفهي بازيگري به وجود آورده است!
نمونه ها در اين مورد زياد هستند، اما نمونهي بارزش بازي ضعيف و دلنچسب خانم لونا شاد (مجري برنامهي زندهي شباهنگ در شبكه تلويزيوني صداي آمريكا) در نقش اول فيلم فرياد مورچگان به كارگرداني محسن مخملباف بود! (در اين مورد مقالهاي نوشتهام كه احتمالاً در وب سایت مرکز تحقیقات همشهری منتشر خواهد شد).
ميخواهم از اين هم جلوتر بروم، و بگويم حتي گويندگان تواناي تلويزيون نيز (عمدتاً) مجريان خوبي از آب در نميآيند. چنانچه اجراي گويندهي توانايي مثل آقاي محمدرضا حي
اتي در جايگاه مجري برنامهي شبانهي برف و آفتاب كه از شبكه اول سيما پخش ميشد، چندان دلنشين و مخاطب پسند نبود.
اين مسأله رسانهاي شايد از زبان شعر شنيدنيتر باشد، آنجا كه شيخ اجل سعدي شيراز ميگويد:
بوريا باف اگرچه بافنده است / نبرندش به كارگاه حرير